7ماهگی نفس مامان


سلام سلام صدتا سلام به گل پسر مامان
مامانی 7ماهگیت مبارک.
از احوالات این ماهت بگم که سرمای شدیدی خوردی من و بابایی هم از شما گرفتیم که هنوزم بعد مدتها سرفه هامون قطع نشده. خدا رو شکر مامانی که شما لااقل خوب شدین.
دیگه دیگه شما تو این ماه 2تا مروارید جدید در آوردین
قبل از در آوردن دندونهات خیلی بی تابی میکردی مخصوصا نیمه های شب که از خواب بیدار میشدی و شروع میکردی به گریه کردن.چون اون موقع سرما هم داشتی من و بابایی فکر میکردیم که به خاطر سرما خوردگیته اما نگو که عسلم داشته دندون در میاورده.هـــــــــــــــورررا
بعدش هم تو این ماه من وشما و مادر جون و عزیز جون رفتیم مراسم شیرخوارگان حسینی.چون که شما پارسال تو شکم بنده بودین و من نتونستم برم همون موقع نذر کردم که اگه سالم به دنیا اومدی شما رو بیارم به این مراسم.
دیگه این که 2روز پیش شما رو بردیم بهداشت برای قد و وزنت که خدارو شکر خانومه میگفت همه چیز خوبه.
وزن گل پسرم:7.700
قد گل پسرم:67
برای دیدن عکسهات بریم ادامه ی مطلب:

عسلم تو مراسم شیر خوارگان


اینم مهدیار کوچولو تو مراسم


این عکس هم زمانی که اومدی دانشگاه پیشم ازت گرفتم.ببین چقدر هیجان زده شدی وقتی منو دیدی.


پسرم در حال بازی کردن با اسباب بازی هاش.اسباب بازی مورد علاقه عسلم حلقه ی هوشه.

اینم آقا محمد مهدی وقتی که مامانی بود دانشگاه پیش عزیز جونش خوابیده بود.


اینم وقتی که صدای مامانی شو شنید از خواب بیدار شد.


اینم از اخرین عکسی که نفس مامان داخل کریر خوابید.مامانی از اون به بعد دیگه از کریر خوشت نمیومد.

اینم یه سری از عکسهات:










7ماهگی نفس مامان
